مقاومت آنتی‌بیوتیکی (2): تراژدی انبازه‌ها

در پست قبلیم راجع به مقاومت آنتی‌بیوتیکی و خطرات آن و البته راه‌های احتمالی مقابله با آن به طور خلاصه و مفید و با لحنی خودمانی توضیح دادم.

در این پست راجع به دلایل فلسفی/جامع‌شناسانه ایجاد مقاومت آنتی‌بیوتیکی با لحنی کمی جدی‌تر می‌نویسم.

پیش نوشت: البته قبل از هرچیز باید اشاره کنم که من نه درس‌خوانده‌ی این رشته‌ها هستم و نه آن‌قدر اطلاعاتم از این مباحث بالاست پس اگر روزی روزگاری رهگذری از این پست گذشت و آن را خزعبلاتی بیش نیافت باید بگویم که متاسفم! فعلا این دلیل‌آوری با منطق من جور در‌می‌آید!

اما برویم سر اصل مطلب:

در پست قبلی راجع به نحوه‌ی ایجاد مقاومت آنتی‌بیوتیکی در یک عکس توضیح داده شد. اما برای یادآوری به طورخلاصه در این جا نیز بیانش می‌کنم:

باکتری‌ها به آنتی‌بیوتیک‌های خاصی حساس هستند و در صورت مواجهه با آن آنتی‌بیوتیک از بین می‌روند. اما در این میان تعدادی باکتری از طریق جهش ژنتیکی تکامل یافته‌اند و به آن آنتی‌بیوتیک مقاوم می‌شوند. در این حالت هنگام مواجهه با آنتی‌بیوتیک اغلب باکتری‌ها که حساس هستند از بین می‌روند اما تعداد کمی که مقاوم هستند زنده می‌مانند و تولیدمثل می‌کنند و زیاد می‌شوند و ژنی را که باعث مقاومتشان به آن آنتی‌بیوتیک می‌شد را بعضا به دیگر باکتری‌ها منتقل می‌کنند و آن‌ها را نیز مقاوم می‌کنند. بدین‌صورت مقاومت از نسلی به نسل دیگر و از باکتری به باکتری دیگر و از شخصی به شخص دیگر منتقل می‌شود و آن آنتی‌بیوتیک به کلی بی اثر می‌شود.

اما چرا مقاومت ایجاد می‌شود؟ به‌طورعادی هم پدیده مقاومت اتفاق می‌افتد و این یک پروسه طبیعی می‌باشد. اما آن‌چه که باعث نگرانی ما شده‌است سرعت ایجاد این مقاومت است. پس بگذارید سوال را این‌گونه مطرح کنم: چرا سرعت ایجاد مقاومت افزایش می‌یابد؟

برای دلیل آوری و پیدا کردن ریشه‌ی این مشکل می‌توان به تراژدی انبازه‌ها یا تراژدی منابع مشترک یا tragedy of the commons اشاره کرد. ممکن است این اصطلاح تابه‌حال به گوشتان خورده‌باشد اما معنای دقیق آن را ندانید. به همین خاطر ابتدا تعریف آن و سپس مثالی را برای آن مطرح می‌کنم.

بر اساس ویکی‌پدیا تراژدی منابع مشترک این‌گونه تعریف می‌شود:

The tragedy of the commons is an economic theory of a situation within a shared-resource system where individual users acting independently according to their own self-interest behave contrary to the common good of all users by depleting or spoiling that resource through their collective action

تراژدی منابع مشترک یک تئوری اقتصادی راجع به یک سیستم (جامعه) با منابع مشترک (و محدود) می‌باشد که افراد درون سیستم به صورت مستقل و جداگانه و براساس نفع شخصیشان رفتار کرده و از این طریق با خراب کردن یا تخلیه کردن منابع، به منافع جمعی تمام افراد جامعه آسیب می‌رسانند.

همان‌طور که از این تعریف برمی‌آید می‌توان فهمید که نفع شخصی و توجه نکردن به منفعت کل جامعه از منبعی که “محدود” می‌باشد می‌توان به ضرر همه حتی خود شخص شود. (به شخصه منبعی نامحدود را نمی‌شناسم اگر می‌شناسید معرفی کنید. البته بعضی منابع یا بسیار دیر تمام می‌شوند {مثل نور خورشد} یا بسیار زود تجدید می‌شوند {مثل اکسیژن)} اما به هر حال تمام می‌شوند!) حال چه آن جامعه خانواده باشد، چه شهر، چه کشور، چه جامعه جهانی. همانطور که منظور از شخص در این تعریف می‌تواند یک سلول، یک انسان، یک کشور یا کل موجودات زنده باشد.

مثال‌های این مقوله در اطرافمان بی‌شمارند. مثال کلاسیک تراژدی منابع مشترک قضیه‌ی ماهیگیران و آب‌گیر می‌باشد. فرض کنید در یک آبگیر 12 عدد ماهی وجود دارد و 4 ماهی گیر هر روز از آن آبگیر ماهی می‌گیرند. اگر در نظر بگیریم که ماهی‌ها هر روز یک فرزند تولید می‌کنند  (و بدون در نظر گرفتن جنس) می‌توان گفت که اگر هر ماهی‌گیر روزی یک عدد ماهی شکار کند هر روز به هر چهار نفرشان ماهی برای شکار می‌رسد بدون آن‌که کمبودی در تعداد ماهی‌ها برایشان پیش بیاید. (چون هر روز 4 عدد ماهی از 12 ماهی درون آب‌گیر کم شده و به جای آن هشت ماهیِ باقی مانده، دو به دو باهم در یک روز 4 ماهی جدید تولید می‌کنند و از تعداد چیزی کم نمی‌شود.) اما فرض کنید یک روز یکی از ماهی‌گیرها تصمیم بگیرد بیش از یک ماهی شکار کند (حال به هرعلتی که می‌خواهد باشد. چه به علت طمع چه به علت ترس از قحطی‌ای که ممکن است پیش‌رو باشد و…) در این صورت بالانس به هم می‌خورد و ممکن است بعد از چند روز به هر 4 نفر ماهی نرسد (چه بسا که ماهی‌گیر طمع کار قوی‌تر و قلدرتر هم باشد) و پس از مدت کوتاهی حتی به خود ماهی‌گیر طماع هم ماهی نمی‌رسد.

در مثال بالا دیدیم که منفعت کوتاه مدت شخصی می‌تواند به ضرر بلند مدت همه از جمله خود شخص شود.

tragedy of the commons

مثال‌های در مقیاس بزرگ‌تر آن در سطح جهانی هم وجود دارند. وقتی که یک دلقک به عنوان رییس جمهور یک کشور ابرقدرت 400 میلیون نفری با صنایع بسیار گسترده کشور خود را از توافقنامه پاریس بیرون می‌آورد، تنها به منفعت کوتاه مدت صنایع کشور خودش نگاه کرده و اصلا متوجه این نیست که از این طریق به کل دنیا آسیب می‌زند و در پایان کشور خودش هم دچار مشکل خواهد شد. پدیده‌ی گرم شدن زمین و جنگل‌زدایی و از بین رفتن لایه ازن نیز مثال‌هایی از این دست در مقیاس‌های جهانی می‌باشند.

اما مثال مربوط به بحث خودمان استفاده‌ی بی‌رویه از آنتی‌بیوتیک‌ها و ایجاد مقاومت آنتی‌بیوتیکی می‌باشد. گمان می‌کنم اکنون خودتان به خوبی متوجه ربط قضیه تراژدی انبازه‌ها و بحث مقاومت ‌آنتی‌بیوتیکی شده‌اید. هنگامی که یک نفر برای نفع شخصی خودش و برای بهبود سریع‌تر بدون در نظر گرفتن تبعات زیان‌بار آن برای کل جامعه جهانی به طور بی‌رویه اقدام به مصرف آنتی‌بیوتیک می‌کند نه تنها با ایجاد مقاومت به کل جامعه آسیب زده بلکه در انتها برای خودش و یا فرزندانش درد و زحمت به بار می‌آورد.

tragedy of the commons

البته نمی‌توان بحث عدم آموزش و اطلاع‌رسانی عمومی را نادیده گرفت. پوشش رسانه‌ای این مسئله‌ی بسیار مهم، بسیار ضعیف است. اما این حقیقت نیز وجود دارد که هیچ چیز مانع از طمع‌ورزی انسان نمی‌شود. به قول گاندی:

The Earth provides enough to satisfy every man’s NEEDS, but not every man’s GREED

Leave a Reply

1 نظر شما روی "مقاومت آنتی‌بیوتیکی (2): تراژدی انبازه‌ها"

avatar
  Subscribe  
جدیدترین قدیمی‌ترین بالاترین رای
مطلع شوید
trackback

[…] (دراین پست به طور خلاصه ریشه‌یابی و علت ایجاد مقاومت باکتریایی توضیح داده شده‌است!) […]